![]() |
![]() |
|
|
حتما شنیدینش ولی بازم میزارم واسه کسایی که نشنیدن. از وبلاگه آیدا جونه!
يه شب كه من حسابي خسته بودم / همين جوري چشمامو بسته بودم سياهي چشام يه لحظه سر خورد / يه دفعه مثل مرده ها خوابم برد تو خواب ديدم محشر كبري شده / محكمه ي الهي برپا شده خدا نشسته ٬ مردم از مرد و زن / رديف رديف مقابلش وايستادن چرتكه گذاشته و حساب ميكنه / به بنده هاش عتاب خطاب ميكنه گفت كه چرا بي خودي لج ميكنيد / راهتونو بي خودي كج مي كنيد آيه فرستادم كه آدم بشيد / با دلخوشي كنار هم جمع بشيد دل هاي غم گرفته رو شاد كنيد / با فكرتون دنيا رو آباد كنيد عقل دادم بريد تدبر كنيد / نه اينكه جاي عقل رو كاه پر كنيد من بهتون چقدر ماشاالله گفتم / نيافريده باريك الله گفتم من كه هواتونو هميشه داشتم / حتي يه لحظه گشنه تون نذاشتم اما شما بازي نكرده باختيد / نشستيد و خداي جعلي ساختيد هر كدوم از شما خودش خدا شد / از ما و آيه هاي ما جدا شد يه جو زمين و اين همه شلوغي؟ / اين همه دين و مذهب دروغي؟ حقيقتا شماها خيلي پستيد / خر نباشيد گاو رو نمي پرستيد از توي جمع يكي بلند شد ايستاد / بلند بلند هي صلوات فرستاد از اون قيافه هاي حق به جانب / هم از خودي شاكي ٬ هم از اجانب گفت چرا هيچكس روسري سرش نيست / پس چرا هيچكي پيش همسرش نيست چرا زنها اين جوري بد لباسند / مرداي غيرتي كجا پلاسند؟ خدا بهش گفت : بتمرگ ٬ حرف نزن / اينجا كه فرقي ندارن مرد و زن يارو كنف شد ولي از رو نرفت / حرف خدا از تو گوش هاش تو نرفت چشاش ميچرخه نميدونم چه شه / آهان مي خواد يواشكي جيم بشه ديد كمي سرش شلوغ شد خدا / يواشكي شد از جماعت جدا با شكمي شبيه بشكه نفت /يهو سرش رو پايين انداخت و رفت قراولا چند تا بهش ايست دادن / يارو وانستاد تا جلوش واستادن فوري درآورد واسشون چك كشيد / گفت ببريد وصول كنيد خوش باشيد دلم براي حوريا لك زده / دير برسم يكي ديگه تك زده اگه نرم حوريه دلگير ميشه / تو رو خدا بزار برم دير ميشه قراول حضرت حق دمش گرم / با رشوه خيلي كلون نشد نرم گوش هاي يارو رو گرفت تو دستش / كشون كشون برد و يه جايي بستش رشوه ي حاجي رو ضميمه كردند / توي جهنم اونو بيمه كردند حاجيه داشت بلند بلند غر ميزد /داشت روي اعصابا تلنگر ميزد خدا بهش گفت ديگه بس كن حاجي / يه خرده هم حبس نفس كن حاجي اين همه آدمو معطل نكن / بگير بشين اين همه كل كل نكن يه عالمه نامه داريم نخونده / تازه هنوز كرات ديگه مونده نامه ي تو پر از كاراي زشته / كي به تو گفته جات توي بهشته ؟ بهشت جاي آدم هاي باحاله / ولت كنم بري بهشت ؟ محاله ! يادته كه چقدر ريا مي كردي؟ / بنده هاي ما رو سياه مي كردي؟ تا يه نفر دور و برت مي ديدي / چقدر والضالين رو ميكشيدي؟ اين همه كه روضه و نوحه خوندي / يه لقمه نون دست كسي رسوندي؟ خيال مي كردي ما حواسمون نيست؟ / نظم و نظام هستي كشكي كشكي ست؟ قيامت اينجا عجب جاييه / جون شما خيلي تماشاييه از يه طرف كلي كشيش آوردند / كشون كشون همه رو پيش آوردند گفتم : اينارو كه قطار كردن / بيچاره ها مگه چيكار كردن ماموره گفت : ميگم بهت من الان / مفسد في الارض كه ميگن همينهان گفتش اينها بهشت فروشي كردن / بي پدرا خدا رو جوشي كردن به نام دين حسابي خوردن اينها / كفر خدا رو در آوردن اينها بد جوري ژاندارك رو اينها چزوندن / زنده توي آتيش اونو سوزوندن روي زمين خدايي پيشه كردن / خون گاليله رو تو شيشه كردن خيام اومد يه بطري هم تو دستش / رفت و يه گوشه اي گرفت نشستش حاجي بلند شد با صداي محكم / گفت اين آقا بايد بره جهنم خدا بهش گفت تو دخالت نكن / به اهل معرفت جسارت نكن گفت كه چرا به خون اين هلاكي؟ / اين كه نه مدعي داره نه شاكي نه گرد و خاك كرده و نه هياهو / نه عربده كشيده و نه چاقو نه مال اين نه مال اونو برده / فقط عرق خريده رفته خورده آدم خوبيه هواشو داشتم / اينجا خودم براش شراب گذاشتم يهو ديدم كه ايست خبردار دادن / نشسته ها بلند شدن ايستادن حضرت اسرافيل از اونور اومد / رفت روي چارپايه و چند تا سور زد ديدم دارن تخت روون مي يارن / فرشته ها رو دوششون مي يارن فكر مي كنيد داخل اين تخت كيه ؟ / الان ميگم يه لحظه اسمش چيه اون كه تو دنيا مثل توپ صدا كرد / همين كه اين لامپا رو اختراع كرد همون كه كارش عالي بود اون ديگه / بگيد بابا توماس اديسون ديگه خدا بهش گفت ديگه پايين نيا / يه راست برو بهشت پيش انبيا از روي پل نري يه وقت مي افتي / ميگم هوايي ببرنتو مفتي باز حاجي ساكت نتونست بشينه / گفت كه مفهوم عدالت اينه ؟ توماس اديسون كه مسلمون ن بود / اين بابا اهل دين و ايمون نبود نه روضه رفته بود و نه پاي منبر / نه شمر مي دونست چيه و نه خنجر يه ركعتم نماز شب نخونده / با سيم ميماش شب رو به روز رسونده حرف هاي يارو كه به اينجا رسيد / خدا يه آهي از ته دل كشيد حضرت حق خودش رو جا به جا كرد / يه كم به اين حاجي نگاه نگاه كرد با اينكه خيلي خيلي خسته هم بود / خطاب به بنده هاش دوباره فرمود شما عجب كله خرايي هستيد / بابا عجب جونورايي هستيد حيفه كه آدم خودش و پير كنه / سوزنش فقط يه جا گير كنه ميگيد توماس من مسلمون نبود؟ / اهل نماز و دين و ايمون نبود؟ اون منو بهتر از شماها شناخته / دليل هم اين چيزايي كه ساخته توماس نه بمب ساخته و نه جنگ كرده / دنيا رو هم كلي قشنگ كرده يكي مياد يه هاله اي باهاشه / چقدر بهش مياد فرشته باشه اومد رسيد و دست گذاشت رو دوشم / دهانشو گذاشت كنار گوشم گفت تو كه كلت پر قرمه سبزي ست / نميدوني ٬ اگه بپرسي بد نيست اون كه نشسته يك مقام بالاست / مترجم ٬ رفيق حق تعالي ست خود خدا نيست نماينده شه / مورد اعتمادشه ٬ بنده شه خداي لم يلد كه ديدني نيست / صداش با اين گوشا شنيدني نيست شما زميني ها همش همينيد / اون ور ميزي رو خدا مي بينيد (خلیل جوادی)
شاخه گلی برای دوست ( قسمت نظرات ) ( نظر خود را در این قسمت بدهید)(نظر ندی مدیونی!) |