تبليغاتX
کنکور , عشق و پرسپولیس! - محکمه الهی

کنکور , عشق و پرسپولیس!

حتما شنیدینش ولی بازم میزارم واسه کسایی که نشنیدن. از وبلاگه آیدا جونه!

 

يه شب كه من حسابي خسته بودم / همين جوري چشمامو بسته بودم

سياهي چشام يه لحظه سر خورد / يه دفعه مثل مرده ها خوابم برد

تو خواب ديدم محشر كبري شده / محكمه ي الهي برپا شده

خدا نشسته ٬ مردم از مرد و زن / رديف رديف مقابلش وايستادن

چرتكه گذاشته و حساب ميكنه / به بنده هاش عتاب خطاب ميكنه

گفت كه چرا بي خودي لج ميكنيد / راهتونو بي خودي كج مي كنيد

آيه فرستادم كه آدم بشيد / با دلخوشي كنار هم جمع بشيد

دل هاي غم گرفته رو شاد كنيد / با فكرتون دنيا رو آباد كنيد

عقل دادم بريد تدبر كنيد / نه اينكه جاي عقل رو كاه پر كنيد

من بهتون چقدر ماشاالله گفتم / نيافريده باريك الله گفتم

من كه هواتونو هميشه داشتم / حتي يه لحظه گشنه تون نذاشتم

اما شما بازي نكرده باختيد / نشستيد و خداي جعلي ساختيد

هر كدوم از شما خودش خدا شد / از ما و آيه هاي ما جدا شد

يه جو زمين و اين همه شلوغي؟ / اين همه دين و مذهب دروغي؟

حقيقتا شماها خيلي پستيد / خر نباشيد گاو رو نمي پرستيد

از توي جمع يكي بلند شد ايستاد / بلند بلند هي صلوات فرستاد

از اون قيافه هاي حق به جانب / هم از خودي شاكي ٬ هم از اجانب

گفت چرا هيچكس روسري سرش نيست / پس چرا هيچكي پيش همسرش نيست

چرا زنها اين جوري بد لباسند / مرداي غيرتي كجا پلاسند؟

خدا بهش گفت : بتمرگ ٬ حرف نزن / اينجا كه فرقي ندارن مرد و زن

يارو كنف شد ولي از رو نرفت / حرف خدا از تو گوش هاش تو نرفت

چشاش ميچرخه نميدونم چه شه / آهان مي خواد يواشكي جيم بشه

ديد كمي سرش شلوغ شد خدا / يواشكي شد از جماعت جدا

با شكمي شبيه بشكه نفت /يهو سرش رو پايين انداخت و رفت

قراولا چند تا بهش ايست دادن / يارو وانستاد تا جلوش واستادن

فوري درآورد  واسشون چك كشيد / گفت ببريد وصول كنيد خوش باشيد

دلم براي حوريا لك زده / دير برسم يكي ديگه تك زده

اگه نرم حوريه دلگير ميشه / تو رو خدا بزار برم دير ميشه

قراول حضرت حق دمش گرم / با رشوه خيلي كلون نشد نرم

گوش هاي يارو رو گرفت تو دستش / كشون كشون برد و يه جايي بستش

رشوه ي حاجي رو ضميمه كردند / توي جهنم اونو بيمه كردند

حاجيه داشت بلند بلند غر ميزد /داشت روي اعصابا تلنگر ميزد

خدا بهش گفت ديگه بس كن حاجي / يه خرده هم حبس نفس كن حاجي

اين همه آدمو معطل نكن / بگير بشين اين همه كل كل نكن

يه عالمه نامه داريم نخونده / تازه هنوز كرات ديگه مونده

نامه ي تو پر از كاراي زشته / كي به تو گفته جات توي بهشته ؟

بهشت جاي آدم هاي باحاله /  ولت كنم بري بهشت ؟ محاله !

يادته كه چقدر ريا مي كردي؟ / بنده هاي ما رو سياه مي كردي؟

تا يه نفر دور و برت مي ديدي / چقدر والضالين رو ميكشيدي؟

اين همه كه روضه و نوحه خوندي / يه لقمه نون دست كسي رسوندي؟

خيال مي كردي ما حواسمون نيست؟ / نظم و نظام هستي كشكي كشكي ست؟

قيامت اينجا عجب جاييه / جون شما خيلي تماشاييه

از يه طرف كلي كشيش آوردند / كشون كشون همه رو پيش آوردند

گفتم : اينارو كه قطار كردن / بيچاره ها مگه چيكار كردن

ماموره گفت : ميگم بهت من الان / مفسد في الارض كه ميگن همينهان

گفتش اينها بهشت فروشي كردن / بي پدرا خدا رو جوشي كردن

به نام دين حسابي خوردن اينها / كفر خدا رو در آوردن اينها

بد جوري ژاندارك رو اينها چزوندن / زنده توي آتيش اونو سوزوندن

روي زمين خدايي پيشه كردن / خون گاليله رو تو شيشه كردن

خيام اومد يه بطري هم تو دستش / رفت و يه گوشه اي گرفت نشستش

حاجي بلند شد با صداي محكم / گفت اين آقا بايد بره جهنم

خدا بهش گفت تو دخالت نكن / به اهل معرفت جسارت نكن

گفت كه چرا به خون اين هلاكي؟ / اين كه نه مدعي داره نه شاكي

نه گرد و خاك كرده و نه هياهو / نه عربده كشيده و نه چاقو

نه مال اين  نه مال اونو برده / فقط عرق خريده رفته خورده

آدم خوبيه هواشو داشتم / اينجا خودم براش شراب گذاشتم

يهو ديدم كه ايست خبردار دادن / نشسته ها بلند شدن ايستادن

حضرت اسرافيل از اونور اومد / رفت روي چارپايه و چند تا سور زد

ديدم دارن تخت روون مي يارن / فرشته ها رو دوششون مي يارن

فكر مي كنيد داخل اين تخت كيه ؟ / الان ميگم يه لحظه اسمش چيه

اون كه تو دنيا مثل توپ صدا كرد / همين كه اين لامپا رو اختراع كرد

همون كه كارش عالي بود  اون ديگه / بگيد بابا  توماس اديسون ديگه

خدا بهش گفت ديگه پايين نيا / يه راست برو بهشت پيش انبيا

از روي پل نري يه وقت مي افتي / ميگم هوايي ببرنتو مفتي

باز حاجي ساكت نتونست بشينه / گفت كه مفهوم عدالت اينه ؟

توماس اديسون كه مسلمون ن بود / اين بابا اهل دين و ايمون نبود

نه  روضه رفته بود و نه پاي منبر / نه شمر مي دونست چيه و نه خنجر

يه ركعتم نماز شب نخونده / با سيم ميماش شب رو به روز رسونده

حرف هاي يارو كه به اينجا رسيد / خدا يه آهي از ته دل كشيد

حضرت حق خودش رو جا به جا كرد / يه كم به اين حاجي نگاه نگاه كرد

با اينكه خيلي خيلي خسته هم بود / خطاب به بنده هاش دوباره فرمود

شما عجب كله خرايي هستيد / بابا عجب جونورايي هستيد

حيفه كه آدم خودش و پير كنه / سوزنش فقط يه جا گير كنه

ميگيد توماس من مسلمون نبود؟ / اهل نماز و دين و ايمون نبود؟

اون منو بهتر از شماها شناخته / دليل هم اين چيزايي كه ساخته

توماس نه بمب ساخته و نه جنگ كرده / دنيا رو هم كلي قشنگ كرده

يكي مياد يه هاله اي باهاشه / چقدر بهش مياد فرشته باشه

اومد رسيد و دست گذاشت رو دوشم / دهانشو گذاشت كنار گوشم

گفت تو كه كلت پر قرمه سبزي ست / نميدوني ٬ اگه بپرسي بد نيست

اون كه نشسته يك مقام بالاست / مترجم ٬ رفيق حق تعالي ست

خود خدا نيست نماينده شه / مورد اعتمادشه ٬ بنده شه

خداي لم يلد كه ديدني نيست / صداش با اين گوشا شنيدني نيست

شما زميني ها همش همينيد / اون ور ميزي رو خدا مي بينيد

 

                                                 (خلیل جوادی)

 

شاخه گلی برای دوست ( قسمت نظرات ) ( نظر خود را در این قسمت بدهید)(نظر ندی مدیونی!)