حتما شنیدینش ولی بازم میزارم واسه کسایی که نشنیدن. از وبلاگه آیدا جونه!
يه شب كه من حسابي خسته بودم / همين جوري چشمامو بسته بودم
سياهي چشام يه لحظه سر خورد / يه دفعه مثل مرده ها خوابم برد
تو خواب ديدم محشر كبري شده / محكمه ي الهي برپا شده
خدا نشسته ٬ مردم از مرد و زن / رديف رديف مقابلش وايستادن
چرتكه گذاشته و حساب ميكنه / به بنده هاش عتاب خطاب ميكنه
گفت كه چرا بي خودي لج ميكنيد / راهتونو بي خودي كج مي كنيد
آيه فرستادم كه آدم بشيد / با دلخوشي كنار هم جمع بشيد
دل هاي غم گرفته رو شاد كنيد / با فكرتون دنيا رو آباد كنيد
عقل دادم بريد تدبر كنيد / نه اينكه جاي عقل رو كاه پر كنيد
من بهتون چقدر ماشاالله گفتم / نيافريده باريك الله گفتم
من كه هواتونو هميشه داشتم / حتي يه لحظه گشنه تون نذاشتم
اما شما بازي نكرده باختيد / نشستيد و خداي جعلي ساختيد
هر كدوم از شما خودش خدا شد / از ما و آيه هاي ما جدا شد
يه جو زمين و اين همه شلوغي؟ / اين همه دين و مذهب دروغي؟
حقيقتا شماها خيلي پستيد / خر نباشيد گاو رو نمي پرستيد
از توي جمع يكي بلند شد ايستاد / بلند بلند هي صلوات فرستاد
از اون قيافه هاي حق به جانب / هم از خودي شاكي ٬ هم از اجانب
گفت چرا هيچكس روسري سرش نيست / پس چرا هيچكي پيش همسرش نيست
چرا زنها اين جوري بد لباسند / مرداي غيرتي كجا پلاسند؟
خدا بهش گفت : بتمرگ ٬ حرف نزن / اينجا كه فرقي ندارن مرد و زن
يارو كنف شد ولي از رو نرفت / حرف خدا از تو گوش هاش تو نرفت
چشاش ميچرخه نميدونم چه شه / آهان مي خواد يواشكي جيم بشه
ديد كمي سرش شلوغ شد خدا / يواشكي شد از جماعت جدا
با شكمي شبيه بشكه نفت /يهو سرش رو پايين انداخت و رفت
قراولا چند تا بهش ايست دادن / يارو وانستاد تا جلوش واستادن
فوري درآورد واسشون چك كشيد / گفت ببريد وصول كنيد خوش باشيد
دلم براي حوريا لك زده / دير برسم يكي ديگه تك زده
اگه نرم حوريه دلگير ميشه / تو رو خدا بزار برم دير ميشه
قراول حضرت حق دمش گرم / با رشوه خيلي كلون نشد نرم
گوش هاي يارو رو گرفت تو دستش / كشون كشون برد و يه جايي بستش
رشوه ي حاجي رو ضميمه كردند / توي جهنم اونو بيمه كردند
حاجيه داشت بلند بلند غر ميزد /داشت روي اعصابا تلنگر ميزد
خدا بهش گفت ديگه بس كن حاجي / يه خرده هم حبس نفس كن حاجي
اين همه آدمو معطل نكن / بگير بشين اين همه كل كل نكن
يه عالمه نامه داريم نخونده / تازه هنوز كرات ديگه مونده
نامه ي تو پر از كاراي زشته / كي به تو گفته جات توي بهشته ؟
بهشت جاي آدم هاي باحاله / ولت كنم بري بهشت ؟ محاله !
يادته كه چقدر ريا مي كردي؟ / بنده هاي ما رو سياه مي كردي؟
تا يه نفر دور و برت مي ديدي / چقدر والضالين رو ميكشيدي؟
اين همه كه روضه و نوحه خوندي / يه لقمه نون دست كسي رسوندي؟
خيال مي كردي ما حواسمون نيست؟ / نظم و نظام هستي كشكي كشكي ست؟
قيامت اينجا عجب جاييه / جون شما خيلي تماشاييه
از يه طرف كلي كشيش آوردند / كشون كشون همه رو پيش آوردند
گفتم : اينارو كه قطار كردن / بيچاره ها مگه چيكار كردن
ماموره گفت : ميگم بهت من الان / مفسد في الارض كه ميگن همينهان
گفتش اينها بهشت فروشي كردن / بي پدرا خدا رو جوشي كردن
به نام دين حسابي خوردن اينها / كفر خدا رو در آوردن اينها
بد جوري ژاندارك رو اينها چزوندن / زنده توي آتيش اونو سوزوندن
روي زمين خدايي پيشه كردن / خون گاليله رو تو شيشه كردن
خيام اومد يه بطري هم تو دستش / رفت و يه گوشه اي گرفت نشستش
حاجي بلند شد با صداي محكم / گفت اين آقا بايد بره جهنم
خدا بهش گفت تو دخالت نكن / به اهل معرفت جسارت نكن
گفت كه چرا به خون اين هلاكي؟ / اين كه نه مدعي داره نه شاكي
نه گرد و خاك كرده و نه هياهو / نه عربده كشيده و نه چاقو
نه مال اين نه مال اونو برده / فقط عرق خريده رفته خورده
آدم خوبيه هواشو داشتم / اينجا خودم براش شراب گذاشتم
يهو ديدم كه ايست خبردار دادن / نشسته ها بلند شدن ايستادن
حضرت اسرافيل از اونور اومد / رفت روي چارپايه و چند تا سور زد
ديدم دارن تخت روون مي يارن / فرشته ها رو دوششون مي يارن
فكر مي كنيد داخل اين تخت كيه ؟ / الان ميگم يه لحظه اسمش چيه
اون كه تو دنيا مثل توپ صدا كرد / همين كه اين لامپا رو اختراع كرد
همون كه كارش عالي بود اون ديگه / بگيد بابا توماس اديسون ديگه
خدا بهش گفت ديگه پايين نيا / يه راست برو بهشت پيش انبيا
از روي پل نري يه وقت مي افتي / ميگم هوايي ببرنتو مفتي
باز حاجي ساكت نتونست بشينه / گفت كه مفهوم عدالت اينه ؟
توماس اديسون كه مسلمون ن بود / اين بابا اهل دين و ايمون نبود
نه روضه رفته بود و نه پاي منبر / نه شمر مي دونست چيه و نه خنجر
يه ركعتم نماز شب نخونده / با سيم ميماش شب رو به روز رسونده
حرف هاي يارو كه به اينجا رسيد / خدا يه آهي از ته دل كشيد
حضرت حق خودش رو جا به جا كرد / يه كم به اين حاجي نگاه نگاه كرد
با اينكه خيلي خيلي خسته هم بود / خطاب به بنده هاش دوباره فرمود
شما عجب كله خرايي هستيد / بابا عجب جونورايي هستيد
حيفه كه آدم خودش و پير كنه / سوزنش فقط يه جا گير كنه
ميگيد توماس من مسلمون نبود؟ / اهل نماز و دين و ايمون نبود؟
اون منو بهتر از شماها شناخته / دليل هم اين چيزايي كه ساخته
توماس نه بمب ساخته و نه جنگ كرده / دنيا رو هم كلي قشنگ كرده
يكي مياد يه هاله اي باهاشه / چقدر بهش مياد فرشته باشه
اومد رسيد و دست گذاشت رو دوشم / دهانشو گذاشت كنار گوشم
گفت تو كه كلت پر قرمه سبزي ست / نميدوني ٬ اگه بپرسي بد نيست
اون كه نشسته يك مقام بالاست / مترجم ٬ رفيق حق تعالي ست
خود خدا نيست نماينده شه / مورد اعتمادشه ٬ بنده شه
خداي لم يلد كه ديدني نيست / صداش با اين گوشا شنيدني نيست
شما زميني ها همش همينيد / اون ور ميزي رو خدا مي بينيد
(خلیل جوادی)
شاخه گلی برای دوست ( قسمت نظرات ) ( نظر خود را در این قسمت بدهید)(نظر ندی مدیونی!)
